Last Update: 06 April, 2016

فونتیک فارسی ← الفبای آوانگاری ایرانیک (IRPA)

■ فونتیک ایرانیک

الفبای آوانگاری ایرانیک IRPA (مخفف IRanic Phonetic Alphabet ) یک سامانه ساده است که بمنظور آوانویسی در تمامی زبانهای ایرانیک پیشنهاد شده است.

یکی از وظایف فرهنگستان زبان (یا هر ارگان مسئولی که خط و زبان مملکت را به پیش می‌برد و آنرا هماهنگ می‌کند)، ارائه الفبای فونتیک است که گویا مانند سایر موارد، فراموش کرده‌اند آنرا تدوین و منتشر کنند. یا اگر منتشر کرده‌اند، عامه از آن بی‌خبرند.

الفبای آوانگاری ایرانیک را من اختراع نکرده‌ام، اینها نشانه‌هایی هستند که در قرن جاری توسط ادیبان و نویسندگان مختلف بکار گرفته شده‌اند. البته چون استانداردی در کار نبوده، تبدیل و تغییرهایی نیز داشته است، لکن بدنهٌ اصلی آن همان فونتیک همیشگی است. من فقط آنرا تدوین کرده‌ام، مدیوم‌ها (یا مُصوت‌ها) را به آن افزوده و نامش را تغییر داده‌ام، یعنی بجای (فونتیک فارسی) گفته‌ام (فونتیک ایرانیک) تا همگانی باشد.

الفبای فونتیک ایرانیک

☼ یادآوری:
IPA مخفف International Phonetic Alphabet نام الفبای آوانگاری بین‌المللی است.
IRPA مخفف IRanic Phonetic Alphabet نام الفبای آوانگاری ایرانیک (پیشنهادی) است.

■ چرا آوانگاری ایرانیک؟

اینکه بگوییم (فونتیک فارسی) یا (آوانگاری فارسی)، از نظر اصطلاح درست است لکن از نظر معنا درست نیست.
از نظر اصطلاح درست است زیرا ممکن است مراد گوینده، اشاره به کل زبانهایی باشد که خواه در داخل ایران و خواه در افغانستان یا تاجیکستان بکار می‌روند.
اما اصطلاح (فونتیک فارسی) از نظر مفهوم علمی و واقعیت عینی درست نیست زیرا بکار بردن این نام، آنرا محدود به زبان فارسی می‌کند حال آنکه با این فونتیک می‌توان همهٌ زبانها ایرانی و غیر ایرانی را (البته برای ایرانیان) آوانگاری کرد، خواه ایرانیک، مانند [فارسی و کوردی یا بلوچی] باشند، خواه غیر ایرانیک، مانند [لاتینی و هندی یا اندونزیایی].
نام (فونتیک فارسی) که سهل است، حتی زبان رسمی ایران نیز درست نیست که [فارسی] نامیده شود؛ زیرا زبان رسمی ایران در واقع (ایرانیک) نام دارد و بهتر است با نام واقعی‌اش خوانده شود نه با نام (فارسی) یا (پارسی). طبعاً منظور بنده از «ایرانیک»، همین زبانی است که داریم توسط آن می‌خوانیم و می‌نویسیم و بطور رسمی با آن تکلم می‌کنیم نه زبانی دیگر.

Π توضیح:
پیشتر پیرامون اینکه چرا زبان رسمی ایران (فارسی) نامیده می‌شود و نیز منشأ این اصطلاح را به وضوح توضیح داده‌ام و تکرار آن در اینجا بیجاست، اما این را نیز باید مد نظر داشت که فارسی (حالا هرچه که هست) زبان رسمی ماست. خواه ایرانی باشد یا آنکه از کرهٌ مریخ آمده باشد، بالاخره زبان واحدیست که بطور همگانی از آن استفاده میکنیم؛ زیرا ما [خواه دست چپی باشیم یا دست راستی] بمنظور اداره امور کشور و ارتباط با یکدیگر، نیازمند به زبان واحدی هستیم؛ و جز این هرچه که باشد، نامی جز پراکندگی ندارد؛ و پراکندگی نیز سرجشمه‌ای جز نابخردی!... اما پیشنهاد میکنم که نام این زبان رسمی را (بطور رسمی) از (فارسی) به (ایرانیک) تغییر دهند، وآنرا از کلمات بیگانه پاک کنند و با واژگانی ایرانیک که در سایر زبانهای ایرانیک موجود است غنی سازند. بطور مثال، بجای واژه عبرانی (طحال)، در زبان خراسانی (اسپرز) داریم و در زبانهای کوردی و همچنین هرمزگانی (اسپول spol) داریم، چنین کلماتی را عوض کنند. مثلاً سابق بجای (هواپیما) می‌گفتیم (طیاره)، یا مثلاً (اتاق) را می‌نوشتیم (اطاق)... و آنها را درست کردند. و این کارها جز از ارگانی که مسئول پیشبرد و هماهنگی زبان باشد ساخته نیست. یعنی اگر فردی رستم دستان هم باشد، قادر به انجام چنین اصلاحاتی نیست؛ اصولاً هیچ فردی به انفراد قادر به انجام چنین اصلاحاتی نیست زیرا زبان و تغییرات آن، یک موضوع اجتماعی‌ست و باید همگان آنرا بشنوند و بپذیرند تا باب شود وگرنه آن اصلاحات هرگز عملی نخواهند شد.
بنده این پیشنهاد را در جای دیگری نیز عنوان کرده‌ام لکن گمان ندارم که انجام شود، زیرا مشکل ما از منیّت است، و منیّت نیز موجب شکست و ادبار. اصولاً شایسته سالاری از ازل تا ابد بر دنیا حاکم بوده و خواهد بود، چراکه هر قومی شایستهٌ همان چیزیست که هست. پس اگر قومی می‌خواهد سرنوشتش تغییر کند، لازم است خودش تغییر کند، خودش را تغییر بدهد، خودش را اصلاح کند، معیارها را عوض کند و آنها را بر اساس دور اندیشی، خردمداری و انسانیت، اولویت دهد و اجرای آنها را تضمین کند.

■ مبنای آوانگاری ایرانیک بر سادگی است

نویسندگان، فرهنگ نویسان، وب نویسان و تمامی آنانی که می‌خواهند واژگانی را آوانویسی کنند، طبعاً باید زبان واحدی را بکار ببرند. این زبان، یک قرارداد است در میان مردم، پس باید همگانی باشد و همه بتوانند آنرا بخوانند. یعنی باید آنقدرساده باشد که هر کس در هر مقامی که هست (مشروط بر آنکه خواندن بداند) بتواند آنرا بخواند و بفهمد؛ نه مانند IPA که جز متخصصان زبان به درد باقی مردمان نخورد. پس مبنای این آوانگاری بر سادگی است.

بکار بردن مدیومها یا همان (حرکات) در خط (فارسی ـ عربی ـ اردو)، چندان کار ساز نیست و نمی‌توان با نهادن کسره و فتحه و غیره، آهنگ واژه مورد نظر را به مخاطب منتقل ساخت ـ مثال:

هر دو نی خوردند از یک آبخور ^^^ آن یکی خالی و این پر از شکر

شعر بالا در فارسی کنونی موزون نیست چراکه قافیه‌های آن [(آب‌خور) و (شَکَر)] است که آهنگ تلفظ آنها تفاوت دارد. و اکنون فرض می‌کنیم نویسنده‌ای می‌خواهد توضیح دهد که اگر شعر بالا را با تلفظ کلمات آن در دوران مولوی [قرن هفتم] بخوانند، وزن و قافیه‌اش درست می‌شود، پس اینکار را با اعراب گذاری انجام می‌دهد:

هر دو نی خوردند از یک آبخُوَر ^^^ آن یکی خالی و این پر از شکر

اما اعراب گذاری در خط فارسی، کاملاً رسا نیست و معلوم نیست که آهنگ مورد نظر نویسنده، به مخاطب منتقل می‌شود یا نمی‌شود؛ پس، از حروفی استفاده می‌کند که رساتر باشند و رسانایی بیشتری داشته باشند:

هر دو نی خوردند از یک آبخُوَر (āb.xowar)
آن یکی خالی و این پر از شکر (šakar)

حال به این فایل صوتی گوش کنید تا دانسته شود که آیا من توانستم با حروف آوانگاری ایرانیک آهنگ ادای واژه مورد نظرم را بشما منتقل کنم یا آنکه بازهم نتوانستم!؟

И ^ اگر مرورگر شما این فایل صوتی را اجرا نمی‌کند، آن را از اینجا دانلود کنید.

Π توضیح:
در فارسی باستان، [تا دوران پهلوی (ساسانی)] واژگانی خوشه‌ای وجود داشتند که فقط با یک حرف نمایش داده می‌شدند مثل (xowa) و (gowa).
(خُوَ) در خط پهلوی با چنین حرفی نوشته می‌شد: () و (گوَ) با چنین حرفی: ().
مقصودم اینست که برای نوشتن کلماتی که (خُوَ) داشتند مثل (خواهر / خواب / خویش / خوش / خود /...) بجای سه حرف (خ / واو / الف)، فقط یک حرف () بکار می‌رفت. قرنها بعد اما تلفظ این واژگان تغییر کرد، بطوریکه تا اوائل دوران صفوی، [دست کم در محافل متجدد آن روزگار]، (واو) تلفظ نمی‌شد. لذا آنرا (واو معدوله) نامیدند.
♪ اینکه عرض کردم «سه حرف (خ / واو / الف)»، بسبب آن است که در خط پهلوی، () جزو حروف الفبا بود.
واژه خوشه‌ای (خُوَ) = () = (xowa) بمعنای هر چیز خوب و خواستنی است؛ مثل همین کلمات (خوب و خواستنی). و واژه (گُوَ) = () = (gowa)، بمعنای نتیجه و عارضهٌ همان چیزهای خواستنی است ـ مثل: (گُوَچٍگ) با تلفظ (gowačeg) که اکنون می‌گوییم (بچه). یا (گُوَرگ) با تلفظ (gowarg) که اکنون (برگ / برگ درخت) تلفظ می‌شود...
♪ توضیح اینکه (ورق / ورقه / اوراق) عربی از (گُوَرگ)(=برگ) ایرانیک اخذ شده است.

■ دانلود PDF الفبای فونتیک ایرانیک بعلاوه مدیوم‌ها

free hit counters
#

ш خصوصیات فایل:

● نوع فایل: زیپ ـ بدون پسورد.
● تاریخ انتشار: اسفند 1394
● محتوا: فایل PDF الفبای فونتیک ایرانیک.
● تعداد صفحات: 4 صفحه.
● حجم: 80 کیلو بایت
● فایل پیوست: نوت پد حاوی کاراکترهای فونتیک ایرانیک
● قیمت: رایگان

من در تمامی صفحات داخلی این وبسایت، راهنمای الفبای فونتیک ایرانیک را در دسترس قرار داده‌ام تا هرجا واژه‌ای آوانگاری شده باشد، خوانندگان بتوانند بی معطلی به آن راهنما دسترسی داشته باشند. لکن مؤکداً عرض می‌کنم که تمامی چنین خدماتی که من و امثال من به فرهنگ و زبان ایران ارائه می‌دهیم، و همچنین آنهایی که وقت می‌گذارند و برای واژگان فارسی معادل می‌سازند و بصورت آنالوگ، یا بطور دیژیتال در وبسایت یا وبلاگ خود منتشر می‌کنند، همه و همه، بقدر یک سال فعالیت (واقعی) فرهنگستان زبان نمی‌شود. بعبارت دیگر، کار یک سال از فرهنگستان زبان، معادل است با ده سال کار تمامی ما. لکن چه سود که ...
بطور مثال، اگر در یکی از دروس دبیرستانی اشاره کوتاهی به الفبای فونتیک می‌شد، اکنون همگان تکلیف خود را می‌دانستند و نیازی به اینهمه کوشش (که بنظر من، هیچ سودی ندارد) نبود. و مفهوم این گفته آنست که (دست کم) من می‌دانم که کار ما گرچه ارزشمند است، اما مثل این است که گوشت گاو را در بازار هندوان بفروشیم ـ یعنی خریدار ندارد... ... همه بفکر اختلاسند و گرفتن حقوقهای چهارصد ـ پانصد میلیونی، و اینکه چه بکنند تا یک شبه میلیادر شوند!...

User

■ کاراکترهای الفبای آوانگاری ایرانیک در ویندوز

گلاپی ـ آواهای آوانگاری ایرانیک، در فونتهای یونیورسال ویندوز مثل:

Tahoma , Arial , Times New Roman , Courier, Courier New

موجودند و در نرم افزارهای Office مثل Word و PowerPoint و غیره، از منوی

Insert → Symbol

در دسترس هستند:

Ā ā - Č č - Ğ ğ - Š š - Ž ž - Ø ø

▼ اطلاع بیشتر در مورد نام و کد این گلاپی‌ها Ў

برای کسانی که می‌خواهند متنی را آوانویسی کنند، اینسرت کردن این کاراکترها قدری وقت‌گیر است و چون برخی کاراکترها به هم شباهت دارند، احتمال خطا در انتخاب نیز هست، بخصوص که موتورهای جستجو، آن کارکترها را ملاک قرار می‌دهند و نیز بسیاری کسان هم با اعتماد به درست بودنشان آنها را کپی و استفاده می‌کنند، بنابراین پیشنهاد من این است که یکبار (برای همیشه) با دقت آنها را اینسرت و در یک نوت پد ذخیره کنند و هرگاه خواستند، از آنها استفاده کنند. همچنین می‌توانند آن نوت پد را در اینجا ببینند ▲ یا از این صفحه آن را دانلود کنند Ў

■ آسان‌ترین راه آوانگاری:

آسان‌ترین راه آوانویسی (در شرایط فعلی) این است که ابتدا هر واژه را بطور عادی بنویسند،
مثلاً (تابستان tabestan):

تابستان ^^^ tabestan

سپس کاراکترهای مورد نیاز را از آن نوت پد کپی و در متن جایگزین نمایند:
← (تابستان tābestān).

تابستان ^^^ tābestān

ш آگهی:
● تاکید روی (نوت پد) به این سبب است که نوت پد، هیچ فرمتی جز Text را به خود نمی‌گیرد، و هیچ فرمتی را نیز جز Text از خود پس نمی‌دهد، حتی فرمت سادهٌ RTL را.
● هرگاه بخواهید متن خالصی را از نرم افزاری به نرم افزار دیگر منتقل کنید، اگر نوت پد را واسطه قرار دهید، متن شما بدون همراهی هرگونه فرمتی منتقل خواهد شد. توجه داشته باشید که (مثلاً) متون مندرج در Word ، فرمت Word را همراه خود منتقل می‌کنند.

щ در آپدیت قبلی فراموش کردم این را عرض کنم که نوت پد را در هر موقعیتی که Save کنید، اگر پس از Save چیزی از آن کپی کنید، سطرها در همان حالتی که هستند کپی خواهند شد. مثلاً اگرچه مطلبی را در یک سطرٍ پی در پی و بلند نوشته باشید، آن سطر در همان حالتی که در نوت پد بود شکسته می‌شود و طبق ظاهری که داشت، به چند سطر تقسیم می‌گردد. بنابراین، یا قبل از Save کردن، متن آن را کپی کنید، و یا اینکه پس از Save نوت پد را ببندید و مجدداً باز کنید و مطالب آن را کپی کنید.

♫ در زبان فارسی [و هیچیک از زبانهای جهان]، حروف (مُصَوّت) یا حروف (صدا دار) هنور وضعیت روشنی ندارند.
در دهه 1990 میلادی، وضعیت این میانجی‌ها و موقعیت آنها را (منٍ غیر متخصص) کشف کردم [1] و آنها را تدوین و به دانشگاههای مهم سراسر جهان فرستادم اما هیچ جوابی از هیچ جا دریافت نکردم، لکن خوشبختانه اکنون بی سر و صدا دارند همان داده‌ها را در آکادمی‌هایشان تدریس می‌کنند. دانشکده‌های داخلی هم که خیال می‌کنند آن نظریات را از غرب کپی کرده‌اند، دارند [همانها را] به شاگردانشان می‌آموزند در حالیکه کتاب (دستور زبان بشر) را اول برای دانشکده‌های داخلی فرستادم... اما من خیلی کاملتر از اینها زبان بشر را تعریف، و جایگاه مدیوم‌ها را مشخص کرده بودم، حتی گفته بودم که هر یک از حروف الفبا نیز دارای معنا و مفهوم خاص خود هستند... حروف الفبا (دوتا دوتا) در برابر هم قرار دارند و ضد یکدیگرند، مثلاً (ج) و (چ) ضد هم هستند. (ج) یک واحد مثبت است مثل (Jack) در لاتین، یا (یک) در ایرانیک، و (چ) یک واحد منفی‌ست مثل (Chair) در لاتین و (چار = عدد چهار) در ایرانیک. یعنی سمت حرف (ج) بسوی بالا، و سمت حرف (چ) بسوی پایین است مثل (چکه کردن) در ایرانیک [برای درک این موضوع، کلمات مشابهی مثل (جاه / چاه) را با یکدیگر مقایسه کنید] ... هر واژه که با (S) شروع شود ساکن و ساکت است مثل (استون = ستون) در ایرانیک، و (Star) در لاتین، و (اسکان) در عربیک؛ اما کلمات مشابهی که با حرف (ش) آغاز شوند، خیلی تحرک دارند...

قبلاً این چیزها را کم و بیش توضیح داده‌ام و در سایتهای مختلف درج شده است اما چون بوی پول نمی‌دهند، چندان استقبال نمی‌شوند، من نیز راستش بخاطر بی وفایی مردم دلسرد شده بودم، البته خودم هم به این قضیه زیاد اهمیت نمی‌دادم. تا اینکه دوتا حادثه پیش آمد و این دو حادثه موجب شدند تا به اهمیت (دستور زبان بشر) پی ببرم. یک حادثه برای خودم پیش آمد و تصادفی شد که همه پنداشتند من خواهم مرد، این بود که بسیاری کتب و مجلات تاریخی (مثل کتب خطی / سکه‌های خیلی قدیمی / مجلات دوران دکتر مصدق) را بردند، ضمناً (از میان چندین اثری که داشتم) کتاب دستور زبان بشر را انتخاب کرده و برده بودند تا بنام خودشان منتشر کنند. اینجا بود که به اهمیت این تز پی بردم. حادثه دیگر پس از تصادف پیش آمد و موجب شد که من مجدداً با مبانی زبانشناسی آکادمیک آشنا شوم و پی ببرم که غالب اصول زبانشناسی جدید، شکل ناقصی از نظریات خودم هستند و دانستم که آنچه حدود بیست سال پیش گفته‌ام حالا دارد رونمایی می‌شود. این بود که دلگرم شدم و تصمیم گرفتم تا عمری باقیست آن مطالب را در این وبسایت درج کنم. بنابراین شرح مفصل را می‌گذارم برای آن بخش.

Π توضیح راجع به عدد (یک) که با (Jack) قیاس شده بود:
حروف (ی) و (ژ)، در زبان اولیه بشر وجود ندارند و بعدها از حرف (ج) مشتق شده‌اند.

♫ مدیوم‌ها که تعدادشان (بی کم و کاست) شش آواست، مختص زبان فارسی نیستند و در همهٌ زبانهای جهان (دقیقاً به همین تعداد) هستند، و نقش آنها، اتصال دادن حروف الفبا به یکدیگر است؛ چنانکه کسی (هرگز) نمیتواند هیچ حرفی را بدون واسطهٌ مدیوم‌ها ادا کند. بطور مثال، کسی نمی‌تواند حرف [ک][یا هر حرف دیگری] را بدون یکی از این شش مدیوم ادا کند، هیچ استثنائی نیز در میان نیست؛ امتحانَش آسان است، خودتان امتحان کنید!...

تنها برخی حروف هستند که بظاهر می‌شود آنها را (بدون کمک مدیوم‌‌ها) تکرار کرد اما در واقع تلفظ آنها جز با میانجی‌گری مدیوم‌ها میسر نیست؛ مثل تکرار حرف(غ) یا ( ر ):
غِغِغِغِغِغِغِغِغِغِغِغٍ / رٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍرٍ ...

تفاوت ملموس مدیوم‌ها با حروف الفبا در این است که حروف الفبا را به تنهائی (به هیچوجه) نمی‌شود ادا کرد اما مدیوم‌ها را به تنهایی (تا نَفَس باقیست) می‌شود تکرار کرد، مثال:

            ...
ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ﱞ ...
            ...
ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ﱟ ...
            ...
ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ﱠ ...

ш به ترتیبِ نمایش مدیوم‌ها توجه نمایید!

♪ در زبان فارسی، ( ” ) همزه‌ای که روی (ـه) می‌نشینَد مثل (خانهٌ من)، در حقیقت همزه نیست بلکه (ی) کوچک شده است؛ [یعنی یاء مقصوره + مکسوره] است که لازم است تکلیفش روشن شود:

خانه ﱢ Χ خانه ﱡ Χ خانه ” Χ خانهٌ

♪ در خط و زبان فارسی، حرف (ه‍ ) آخر بلاتکلیف است چنانکه گاهی واقعاً (ه‍ ) است مثل ه‍ در گناه؛ و گاهی در واقع مدیوم () یا همان کسره است. مثل ه‍ در زنده. چنین کلماتی، در ترکیبات، ماهیت وجودی خود را می‌نمایانند؛ مثلاً واژهٌ گناهکار را بدون ه‍ نمی‌شود تلفظ کرد لکن زندگان را می‌شود.

♪ حرف (ع) در خط و زبانهای ایرانیک نیست و از عربیک وام گرفته شده است. این حرف یکی از آواهای تهی‌ست که می‌تواند با مدیوم‌ها اشتباه شود. مثلاً در کلمهٌ معاد، ممکن است با مدیوم Ā مشتبه گردد و تلفظ آن چنین نوشته شود: maād اما در کلمهٌ مسعود masøud موضع آن بخوبی آشکار می‌شود. این آوا که از مجاورت دو مدیوم پدید می‌آید، در همهٌ زبانها هست. مثلاً Query در لاتین که تلفظ آن جز با آوایی شبیه به (ع) یا (همزه ) مقدور نیست، یا واژه (ویدئو Video) که ما آن را (ویدئو) می‌خوانیم لکن (ویدیو) می‌نویسیم ...

♪ مشکلات خط فارسی، خیلی ـ خیلی زیاد است و هیچکس هم بفکر اصلاح آنها نیست. هیچکس به این موضوع فکر نمی‌کند که جهان دارد با سرعت پیش می‌رود لکن ما حتی در مسئله (خط و زبان) داریم درجا می‌زنیم. بسیاری از واژگان ما را اعرب به غنیمت بردند و در ابواب زبان عربیک نهادند بطوریکه ما می‌پنداریم آنها را از اعراب وام گرفته‌ایم؛ و این به آن میمانَد که همسایه‌ات اسباب خانه‌ات را به عاریت ببرد و پس از مدتی به تو برگردانَد و تو آنها را نشناسی و بپنداری که آن اسباب ها از آن خود او هستند. بعنوان مثال، کلمهٌ (غلط) که همه می‌پندارند عربیک است، از غلتیدن ایرانیک اخذ شده و غلتیدن نیز از(گلتیدن = غلت خوردن) است. و ترکیب (گُلَت golat = گُلَت خرما) هنوز در زبان مردم فسا و جهرم هست ـ همینطور (گالی = غلتان) که قرنها پیش دچار ابدال (ل) به (ر) شده و بدل به (گاری) شده است و همچنین (پرگال) که تبدیل شده است به (پرگار)...

¿^ گوشزد به دست اندرکاران زبان فارسی:

زبان چون دهان است که اگر هریک از آنها معیوب باشند، خوراک و یا ادراک، به تن یا روان نمی‌رسد ... کسانی که مسئول زبانند، باید بیش از اینها بدانند لکن نه خود می‌کوشند و نه می‌گذارند دیگران بجوشند.

مؤکداً عرض می‌کنم که مشکلات خط و زبان فارسی، خیلی زیاد است و طی دهه‌های اخیر، آگاهانٍ بسیاری (محتاطانه) مشکلات خط و زبان را یادآور شده‌اند لکن به کت کسی نرفته است... اکنون نیز این نوشته را گرچه با خطی بسیار ساده و روان می‌خوانید، لکن چون اِعراب ندارند، نیمی از اطلاعاتِ ضروری را از خود مایه می‌گذارید؛ یعنی خودتان (بطور ناخودآگاه) مدیوم‌ها را هرجا که لازم باشد قرار می‌دهید و این متن را می‌خوانید، مثلاً (دوزندگی) را نمی‌خوانید (2 زندگی).
ما این ابزار را سواد می‌نامیم. ابزاری که باید بخش اندکی از دانش‌مان را اشغال کند، تمام ٍ وقت و عمرمان را اشغال می‌کند و آخرش هم (دُمبال) را می‌نویسیم (دنبال)!... بیایید بجای آنکه راجع به تندی این مقاله حرف بزنیم و مدارج و مدارک خود را به رخ یکدیگر بکشیم، کاری صورت دهیم!
یادمان باشد که «چوپان هرقدر بیشتر بخوابد، گله‌اش دورتر می‌رود»... و صد البته که بنده از این عقب ماندگی ناراضی‌ام و به آن اعتراض دارم؛ زیرا می‌دانم که ما می‌توانیم، و سببِ این قصور را نیز می‌دانم که چیست!... و کلام آخر اینکه زبان چون دهان است که اگر هریک از آنها معیوب باشند، خوراک و یا ادراک، به تن یا روان نمی‌رسد.

سید عامر هاشمی
15 مرداد 1395 خورشیدی

Α ^ این شرح مفصلی است که چه شد و چه اتفاقی افتاد تا منجر به این شد که من سیستم زبان بشر و مدیوم‌های آن و غیره و ذالک را کشف کنم. شرح آنها را قبلاً گفته‌ام و اگر عمری باقی باشد بسا دوباره باز بگویم. اما گاهی از خود می‌پرسم: چرا من؟... چرا منی که در مسئله زبان اصلاً تخصص ندارم؟... چرا منی که فقط بخشی از عمرم را (آنهم بطور غیر آکادمیک) صرف این کار کرده‌ام باید این چیزها را کشف کنم؟... چرا آنانی که وظیفه‌شان همین است و بابت این کار حقوق می‌گیرند و کلی مدرک و مدال یدک می‌کشند این چیزها کشف نکنند؟...
این امتیاز شاید از نظر دیگران مایه افتخار باشد لکن از نظر بنده چیزی جز رنج نیست. چراکه احساس تنهایی می‌کنم. مثلاً فرض کنید که شما شب را در امنیت و آرامش می‌خوابید چرا؟ چون خاطرتان جمع است که پلیس بیدار است و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد؛ و همین باور موجب امنیت و آرامش خاطر شماست. اما اگر پی ببرید که پلیس انجام وظیفه نمی‌کند، آیا باز هم با آرامش خواهید خفت؟
حکایت من هم همین است؛ من دوست دارم که همه بهترین باشند در کار خود، نه آنکه منٍ ضعیف از آن مردی که باید نیرومند باشد نیرومندتر باشم! و دانستن این واقعیت، چیزی جز رنج (دست کم نزد من) نیست.
البته هستند کسانی که دلشان می‌خواهد کسی هنرمند نباشد تا بی‌هنر بودن خودشان معلوم نگردد؛ یا زیبایان همه بمیرند تا زشتی خودشان پیدا نشود؛ یا پای قدبلندها بشکند تا کوتاهی خودشان پنهان بماند؛ اما من حفره‌ای در خود ندارم تا بخواهم آنرا با چیزی پر کنم. من می‌دانم که چیزی بنام حسادت هست لکن آنرا تجربه نکرده‌ام تا بتوانم درکش کنم؛ یعنی می‌دانم که زایمان خیلی سخت است اما نزاییده‌ام تا واقعاً مشکلات آنرا تجربه کنم...

Π ^ دیدگاه ها

♂ ناشناس ـ 24 سپتامبر 2016

درود استاد
آنچه در این سایت در صفحه فونتیک ایرانیک خواندم همه درستند. بنظر من وقتی کار به یک مهندس ناوارد واگذار شود، معلوم است که استادکارهای ماهر و وارد را اخراج میکند تا ناوارد بودن خودش معلوم نشود ... ... به نظرم بی اعتنایی آنها به این دلیل باشد که میخواهند موضوع را با سکوت برگزار کنند و گرنه چطور است که کسی را که ضدشان است از توی سوراخ موش پیدا میکنند و کسی را که دارد خودش فریاد میزند نمی بینند!؟...

♂ دکتر پدرام ـ 29 سپتامبر 2016

شما باید می آمدی اینجایی میشدی، آلمانی میشدی.
آنجا مردم قدر امثال شما را نمی شناسند.
اگه پول دور برت باشد همه دوربرت اند اگه نه اعتنا بهت نمی کنند.
آنجا فقط ثروت را می شناسند ولی نمی دانند که هر ثروتی از علم بدست می آید.
این است که باید مستقیما بوی پول بدهی نه بعداً...

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ بخش تاریخ و زبان :

← دانلود کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← دانلود کتاب (از گامرون تا تهران)، زبانشناسی هرمزگان.

← ...

◄ بخش خانواده :

← دانلود کتاب (توفان طلاق) ویرایش چهارم از کتاب (چرا طلاق).

← هیچ آغوشی از آغوش خانواده گرم‌تر نیست.

← تماشای فیلمهای پورنو اعتیاد آور نیست.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی و فونتیک :

← فارسی نویسی در محیط لاتین › فونت انژکتور CVS + دانلود

← فونتیک بین‌الملل › الفبای آوانگاری بین‌المللی (IPA)

← فونتیک فارسی › الفبای آوانگاری ایرانیک (IRPA)

← کاراکترهای الفبای فونتیک ایرانیک در فونت های یونیورسال

← ...

◄ بخش گفتاوردهای پراکنده :

← نقدی بر تبلیغات کلیکی در اینترنت.

← دانلود کتاب (راز سوختن لامپ های حرارتی).

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← فرق میان کلمات پارس سگ و پارس پهلوی چیست؟

← ریشه و مفهوم واژه (زشت) چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← هرمنوتیک واژگان (سوگوار) و (داغدار) ـ معانی و تفاوت آنها

← بررسی واژگان تکه / قطعه / Cut / پادگان در چرخه (کَت و تَک)

← واژه دیباگر یک واژه ایرانیک و برابر با Debugger در لاتین است

← ...

◄ فهرست واژگان نوخاسته :

← پیشنهاد واژه اسپول ( Espol ) بجای طحال

← پیشنهاد واژه کَت ( Kat ) بجای تِکه

← بازیافت واژه ایرانیک (دیباگر) بمعنای اشکالزدا

← پیشنهاد واژه شیلان (با تلفظ Šilān) بجای گوش ماهی

← پیشنهاد واژگان دُمبال و دُمبه بجای دنبال و دنبه

← پیشنهاد واژه دوستمرد (dust.mard) بجای دوست پسر

← ...

← ...

free hit counters

The Official Website of S. Amer Hashemi © 2016 All rights reserved.

phon