Last Update: 10 November, 2016

زشت ـ ریشه، ترکیب، معنا و مفهوم واژه زشت

♀ ریشه و مفهوم واژه (زشت) چیست؟

منظور از (زشت)، همان زشتی است که در معنای قبیح یا ناموزون بکار می‌رود.

پاسخ:

زشت = تمامی مراحل رفتارهای تولید مثلی که منجر به ادامهٌ حیات گردد.

● (زشت) یک واژه مرکب است.
● (زشت) یک واژه ایرانیک باستان (و رایج) است.
● (زشت) شامل تمامی مراحل رفتارهای تولید مثلی ـ از ابتدا تا انتهاست.
● (زشت) از ترکیب [زه = زایش] + [اِش = زندگی] + [تی = آینده] و بمعنای (زایشٍ زندگی و ادامهٌ حیات) است. یعنی وسعت این واژه، از محدوده خواهش درونی گرفته، تا نگاه حاکی از میل جنسی، و مراحل لاسیدن و بوسیدن ـ تا چالیدن (یعنی انجام عمل جفتگیری)، تا انتهای عوارض آن (یعنی مرحله زاییدن) را در بر می‌گیرد.

[زشت] در بنیاد زبانهای ایرانیک، بمعنای انجام هرگونه عملی است که خواهش و چالش و زایش در پی داشته باشد؛ و چون (در عرف آدمها)(در تمامی جهان) انجام هر یک از این رفتارها (در حضور دیگران) غیر قابل قبول است، ارتکاب آن را عیب و ننگ می‌دانند و از نمایش آن عار دارند. همینطور ریدن و شاسیدن و گوزیدن، که واضح است هرکسی (به ناچار) روزانه دست کم یکی دو بار آن را دفع می‌کند ولی در حضور دیگران از دفع آن ابا دارد.

واژه زشت

اصولاً انسان (سالم)(بطور ذاتی) از انجام سه کار (مشروع) در ملأ عام پرهیز دارد:
1 ـ انجام کارهای زشت (یعنی انجام هرگونه عملی که مربوط به چالش و زایش باشد).
2 ـ انجام دفع گوارش (یعنی هرآنچه باید پس از گوارش دفع کند. مثل ریدن و شاشیدن).
3 ـ انجام خورش (یعنی خوردن در حضور افراد دیگری که به احتمال او گرسنه باشند).
اما در سه مورد بالا (به ترتیب شماره)، شدت و نرمش هست، بطوریکه در شماره 1 این ملاحظه بسیار شدید است. اما در شماره 2 نرمش بیشتری هست چنانکه مثلاً در حضور دیگران فرد به توالت می‌رود. لکن در شماره 3 نرمش خیلی زیاد است و آدمها در جمع (با هم) با لذت غذا می‌خورند؛ اما پیش گرسنگان رغبت نمی‌کنند.

● هر گفتاری که نامی از آلت تناسلی در آن باشد [زشت] است، مگر آنکه بمنظور تعلیم باشد.
● واژه (زشت) امروزه معنای انحصاری خود را از دست داده است و در موارد دیگری نیز مثل [نادانی / ناداری / ناچاری / ...] بکار می‌رود.
● بکار بستن واژه (زشت) در معانی: [نازیبا / ناپسند / بد / کریه / بد قواره و امثال آن] طبعاً غلط است. در چنین مواردی بهتر است بجای آنها از ترکیبات دیگری مثل: [بد / بد منظر / بدگِل / بد رو / نازیبا...] استفاده شوند.

Υ^ (زشت نگاری) معادل است با (پورنوگرافی):

(زشت نگاری) از نظر معنا و هم از منظر ایرانیک بودن با (پورنوگرافی Pornography) از تمامی معادل های دیگر نزدیکتر است. بخصوص که چون نامش (زشت نگاری) نهاده شد، زشت تر از پیشتر می‌شود.
▼ فهرست واژگان نوخاسته Ў

Π توضیح 1
تا یک قرن پیش، تقریباً در همه جای جهان، انجام حرکات و رفتارهای تولید مثلی را نه فقط در حضور مردمان، بلکه در حضور جانواران نیز زشت می‌دانستند. علاوه بر این، در ایران خودمان، تابستانها که مردم شبها بر پشت بام می‌خوابیدند، اگر زن و شوهری قصد مزاح و یا جماع داشتند، با چادرشبی خود را می‌پوشانیدند؛ زیرا معتقد بودند که فرشتگان آسمان نیز نباید انسان را برهنه یا در حال جماع ببینند. اما امروزه، آدمها، آدمیت را رها کرده و زشتی‌ها را در زمین و آسمان منتشر می‌کنند!!...

Π توضیح 2
در تیتر پاسخ پیشین نوشته شده بود: «زشت = تمامی مراحل رفتارهای (مشروع) تولید مثلی که منجر به ادامهٌ حیات گردد.» اما در این آپدیت، کلمه (مشروع) از آن حذف گردید زیرا خوانندگان اغلب می‌پنداشتند که غرض بنده (زن و شوهرهایی هستند که طبق سنت اسلامی ازدواج کرده باشند) حال آنکه مقصود من از واژه (مشروع)، شکل فقهی آن نبود بلکه معنای کلمه (مشروع) در زبان بشر بود. و در سیستم زبان بشر (مشروع) بمعنای [هرآنچه از نظر جوامع (بطور بدیهی) پذیرفته شده باشد] است. البته معنای (مشروع) در اسلام هم همین است، لکن تجزیه و تحلیل امور فقهی در تخصص بنده نیست. فقط عرض می‌کنم که (مشروع) در زبان بشر با (ع) نیست و مختص زبان عربیک نیز نیست بلکه متعلق به کل زبان انسانهای روی زمین است و با [شارع / شعر / شرکت / Share] از یک خانواده است.
♫ توجه داشته باشید که بنده بمنظور رسانیدن مطلب، اغلب ناچارم از کلماتی استفاده کنم که از نظر معنوی منحصر به مقامی که پنداشته میشوند نیستند، [مثل همین کلمه (مشروع)]؛ یا (از نظر زبان بشر) تحریف شده‌اند، مثل [دیوار / شلوار / پرگار /...] یا بکلی ایرانیک هستند اما بشدت عربیک پنداشته می‌شوند، مثل [مسمار (= میخ) / ...] ...
▼ برای کسب اطلاع بیشتر در مورد (زبان بشر) به سایت [ wordless.ws ] بروید و اگر مایل بودید، جهت تکمیل پروژه آن (که متن باز است)، مشارکت و همکاری کنید.

щ این پرسش در دیماه 1390 در وبسایت PCForS.com مطرح و پاسخ آن درج شد؛ و اکنون آبانماه 1395 همان پست ضمن آپدیت، به این وبسایت [amerpage.org] منتقل گردید.

Π ^ دیدگاه ها

♀ زهرا کوهستانی ـ 12 نوامبر 2011

ریشه و معنی کلمه (زشت) رو می‌خواستم اگه لطف کنید و بنویسید ممنون میشم.
البته منظورم از (زشت)، همان زشتی است که در معنی قبیح یا ناموزون بکار میره.

φ در پاسخ به خانم کوهستانی ـ 12 نوامبر 2011

سلام ـ واژه (زشت) در اصل فقط منحصر به کارهای تولید مثلی است.
ریشه واژه (زشت) همین است که هست و هیچ تغییری نکرده است تا نیازمند ریشه یابی باشد.
فقط یک (ی) از آخرش افتاده است. یعنی در اصل (زشتی) بوده و سپس (زشت) شده است.
[(زشتی) از ترکیب (زه) + (اِش) + (تی)] ساخته شده.
[(زه) = (زایش)] + [(اش) = (زندگی)] + [(تی) = (زمانی که در پیش است)].
روی هم یعنی [زایش زندگی آتی] / [زایشٍ زندگی و ادامهٌ حیات]... یک چنین ترجمه‌ای دارد.
تا چند روز دیگر در سایت، بطور مشروح تری به پرسش شما پاسخ خواهیم داد.
با احترام

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ بخش تاریخ و زبان :

← دانلود کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← دانلود کتاب (از گامرون تا تهران)، زبانشناسی هرمزگان.

← ...

◄ بخش خانواده :

← دانلود کتاب (توفان طلاق) ویرایش چهارم از کتاب (چرا طلاق).

← هیچ آغوشی از آغوش خانواده گرم‌تر نیست.

← تماشای فیلمهای پورنو اعتیاد آور نیست.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی و فونتیک :

← فارسی نویسی در محیط لاتین › فونت انژکتور CVS + دانلود

← فونتیک بین‌الملل › الفبای آوانگاری بین‌المللی (IPA)

← فونتیک فارسی › الفبای آوانگاری ایرانیک (IRPA)

← کاراکترهای الفبای فونتیک ایرانیک در فونت های یونیورسال

← ...

◄ بخش گفتاوردهای پراکنده :

← نقدی بر تبلیغات کلیکی در اینترنت.

← دانلود کتاب (راز سوختن لامپ های حرارتی).

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← فرق میان کلمات پارس سگ و پارس پهلوی چیست؟

← ریشه و مفهوم واژه (زشت) چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← هرمنوتیک واژگان (سوگوار) و (داغدار) ـ معانی و تفاوت آنها

← بررسی واژگان تکه / قطعه / Cut / پادگان در چرخه (کَت و تَک)

← واژه دیباگر یک واژه ایرانیک و برابر با Debugger در لاتین است

← ...

◄ فهرست واژگان نوخاسته :

← پیشنهاد واژه اسپول ( Espol ) بجای طحال

← پیشنهاد واژه کَت ( Kat ) بجای تِکه

← بازیافت واژه ایرانیک (دیباگر) بمعنای اشکالزدا

← پیشنهاد واژه شیلان (با تلفظ Šilān) بجای گوش ماهی

← پیشنهاد واژگان دُمبال و دُمبه بجای دنبال و دنبه

← پیشنهاد واژه دوستمرد (dust.mard) بجای دوست پسر

← ...

← ...

free hit counters

The Official Website of S. Amer Hashemi © 2016 All rights reserved.

phon